نوشتن کتاب به صورت گروهی
حکایت:
روزی از روزها داروغه ای نویسنده ای را احضار کرده، نویسنده به دادگاه رفته در آنجا عکاسی خشمگین دید..gif)
عکاسی باشی، عکسی از کتاب به وی نشان دادی و گفتی این عکس را من برای اولین بار گرفته ام و این عکس مال من است و ثبت شده است و حقوق معنوی آن از آن من.....
داروغه حق به عکاس داد و رای بر منع پخش و فروش کتاب...
هر آنچه نوسنده التماس کرد اثر نبخشید و قاضی فرمود: ای پدرسوخته! مالکیت معنوی سرقت میکنی باید تعهد بدهی!! و خسارت بدهی!!و چنین کنی!!...و چنان کنی.gif)
آنگاه که کتابی چاپ شود همه هزینه ها شود و ممنوع چاپ گردد، همانا جنون به نویسنده دست نمی دهد؟!!
.gif)
این حکایت از آن گفتم تا بدانی که مملکت آنقدرها خر تو خر نیست و مواظب اعمال خویش باشی...
نصیحت:
هرگز سعی کن در چاپ کتاب با کسی شریک نشوی و نویسندگی کتاب را خودت انجام بده
قدما گفته اند: اگر شریک خوب بود خدا برای خودش شریک میگرفت!!
ای برادر!اگر چنانچه خواستی چنین کنی دقیق مشخص کن که قسمتهای کتاب توسط که نوشته شده اند و فصلهای کتاب توسط چه کسی کار شده اند
اگر کتابی نبشتی مشتمل بر 500 صحفه با دیگری، و 300 تو نبشتی و 200 دیگری، و ناگهان کارتان به هم خورد پس از گرفتن مجوز مثلا به خاطر شرایط مالی...و اینکه حریف خواست زرنگی کند و....لعنه الله علی قوم الظالمین جمیعا...
آنگاه آگر به اداره ارشاد روی از برای کسب تکلیف، تو را خواهند گفت:
چون معلوم نیست و قابل اثبات نیست که این 300 صحفه را تو نبشتی، پس حق استفاده از آن را نداری!!
و اگر چنین کنی، و حریف از تو شکایت کند، به مجازات کیفری و جریمه محکوم می شوی،و مجازات ختنه به شکل سنتی در انظار عموم ملت ایران!! با ذغال داغ و تیغ سلمانی!!در میدان آزادی !!.gif)
.gif)
زیرا که کتاب در این حالت مثل ملک مشاع است!!
روزی از روزها داروغه ای نویسنده ای را احضار کرده، نویسنده به دادگاه رفته در آنجا عکاسی خشمگین دید.
.gif)
عکاسی باشی، عکسی از کتاب به وی نشان دادی و گفتی این عکس را من برای اولین بار گرفته ام و این عکس مال من است و ثبت شده است و حقوق معنوی آن از آن من.....
داروغه حق به عکاس داد و رای بر منع پخش و فروش کتاب...
هر آنچه نوسنده التماس کرد اثر نبخشید و قاضی فرمود: ای پدرسوخته! مالکیت معنوی سرقت میکنی باید تعهد بدهی!! و خسارت بدهی!!و چنین کنی!!...و چنان کنی
.gif)
آنگاه که کتابی چاپ شود همه هزینه ها شود و ممنوع چاپ گردد، همانا جنون به نویسنده دست نمی دهد؟!!
.gif)
این حکایت از آن گفتم تا بدانی که مملکت آنقدرها خر تو خر نیست و مواظب اعمال خویش باشی...
نصیحت:
هرگز سعی کن در چاپ کتاب با کسی شریک نشوی و نویسندگی کتاب را خودت انجام بده
قدما گفته اند: اگر شریک خوب بود خدا برای خودش شریک میگرفت!!
ای برادر!اگر چنانچه خواستی چنین کنی دقیق مشخص کن که قسمتهای کتاب توسط که نوشته شده اند و فصلهای کتاب توسط چه کسی کار شده اند
اگر کتابی نبشتی مشتمل بر 500 صحفه با دیگری، و 300 تو نبشتی و 200 دیگری، و ناگهان کارتان به هم خورد پس از گرفتن مجوز مثلا به خاطر شرایط مالی...و اینکه حریف خواست زرنگی کند و....لعنه الله علی قوم الظالمین جمیعا...
آنگاه آگر به اداره ارشاد روی از برای کسب تکلیف، تو را خواهند گفت:
چون معلوم نیست و قابل اثبات نیست که این 300 صحفه را تو نبشتی، پس حق استفاده از آن را نداری!!
و اگر چنین کنی، و حریف از تو شکایت کند، به مجازات کیفری و جریمه محکوم می شوی،و مجازات ختنه به شکل سنتی در انظار عموم ملت ایران!! با ذغال داغ و تیغ سلمانی!!در میدان آزادی !!
.gif)
.gif)
زیرا که کتاب در این حالت مثل ملک مشاع است!!
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام فروردین ۱۳۹۰ ساعت 11:47 توسط نویسنده
|