مراحل گرفتن مجوز برای نویسندگانی که می خواهند بدون ناشر کتاب چاپ کنند
1- گرفتن شابک از خانه کتاب
www.ketab.ir/
2- گرفتن فیپا و شناسنامه کتاب از کتابخانه ملی
3- گرفتن مجوز
اگر در شهرستان هستید، برای این مراحل باید به اداره ارشاد مراجعه کنید. اگر در تهران هستید، می توانید شخصا به ادارات گفته شده مراجعه کنید.
اندر حکایت اخذ مجوز:
هفت خان رستم!
ببین دلاور، اول کتاب باید بره با کتابخانه ملی، در اونجا بهش شماره شابک میدن و ثبت میشه... و شما قلبتون پر از خوشحالی میشه....gif)
.... اول شاید بهت بگن که این کار یک هفته تا 10 روز بیشتر نیست... اما اگر شد یک ماه... برادر عزیزم مبادا از کوره در بری و حرفی بزنی بهشون که برات دردسر درست کنند!
اما این پایان ماجرا نیست دلاور... باید کتاب رو ببری اداره ارشاد که مجوز بهت بدهند... اونجا بستگی داره کتابت چی باشه برادر... و اونوقت با گوشت استخوانت معنی "آزادی بیان و عقیده" را می فهمی ... اگر خدای نکرده کتابت سیاسی یا تاریخی باشه.. ممکنه تا هفت ماه طول بکشه!! شایدم بیشتر!! و بعد هم بگن:برو عمو جون پی کارت! ما به این کتاب مجوز نمیدیم!! این کتاب برای نظام مضر است!!
حالا تو هی بگو حاجی رییس! من هشت ماه معطل موندم!! خودم برای این مملکت کلی کار کردم و.....خلاصه هی بگی:
محض رضای خدا
به من نگو بی وفا!!میبینی که هیچ تاثیری نداره!اداره ارشاده دلاور! نه برگ چغندر! اصلا تقصیر ماست که این کتابتو نفرستادیم
فلان سازمان امنیتی پدرتو در بیارن!! تا دیگه اینجا نیای پر رویی کنی!!تجاوز فرهنگی میکنی پدرسوخته؟!!!
و شما هاج و واج به خودت بد میگی که: عجب غلطی کردم کتاب چاپ کردم!! من که منظوری نداشتم!.gif)
البته اگر پارتی داشته باشی یک ماجرای دیگست!.gif)
خب برادر ، البته اگر کتابت مثلا آشپزی باشه از این خبرها نیست!
دلاور،ای کسی که هوس کردی پا به عرصه چاپ کتاب بذاری!!بدون و آگاه باش که ناشرین این مملکت، بر اساس گفته نویسندگان و منابع موثق خاک وطن، مشتی استعمارگرند!! ظالم و ستم پیشه!!
برادر! دلاور! اگر میگی من دروغ میگم، زنگ بزن بهشون بگو چند درصد میدن، میگن 7 درصد!!آره عزیزم
به این میگن عدالت!
دلاور باید اینو بدونی که یک نویسنده در ایران بیمه نداره وای یک کارگر بیمه داره!! و این یعنی ارزش برای قلم و اندیشه!!خب دلاور الان مجوز گرفته شده و شما می خوای به ناشر شیطون بلا و ناقلا و کلاهبردار پول بدی....
دو راه وجود داره دلاور:
-چاپ دیجیتال :
این چاپ برای مستضعفین است!کیفیت پایین و سرعت بالا و تیراژ کم مثلا 200 عدد
-چاپ افست
این چاپ برای مستکبرین است!
تیراژ بالا و کیفیت بالا و قینت بیشتر و....
حالا سوال این است:
تیراژ کتاب چقدر باید باشد؟
ببین دلاور ! باید ببینی واقعا کتابت چقدر مخاطب داره و خواهان داره
همه که استاد دانشگاه نیستن که بتونن یک مزخرفی به نام کتاب بدن چاپ کنند و بعد داشنجوهای بدبخت را وادرا کنند که از اون کتاب بخرند! و جالب توجه اینکه ترجمه کتابشونو بدن به دانشجوهاشون و بعد به نام خدشون توی بازار بدهند!
آره برادر!
یک ناشر یکبار به من گفت بسیاری از کتابهای دانشگاهی مال اون کسانی نیست که اسمشون پشت جلده!! ولی خب
آونها با همین کارها میشن عضو هیات علمی و .....
بگذریم برادر!!
بدون و آگاه باش کهبعد از اینکه کتابت را تایپ کردی باید صحفه بندی بشه و فاصله خطها درست بشه!! تا آماده طبخ نهایی بشه!!
و خب اینها هزینه داره
در مور قرارداد با صنف ناشر باید بدونید که د و نوع قرار داد وجود دارد:
-قرارداد مستضعفین:
در این نوع قرارداد ناشر میاد کتابو میبینه و بعد اگر دید خوبه خودش سرمایه گذاری میکنه و به شما هم 7 در صد میده
-قرارداد سرمایه گذاری ار مولف:
مولف میاد و سرمایه گذاری میکنه و .....
حالا برادر عزیز، اگر بازم سوالی داری بگو...
دوست عزیزم، من این صحبتها را خودمانی مطرح کردم ولی این را بدون که پشتش تجربیات زیادی است
و بابت همین کارهای ساده اداری، برخی ناشرین چنان با آب و تاب این مراحل را توضیح می دهند که بلللللللللللللله!
ما از هفت خوان رستم رد می شویم! و ما درد زایمان فراوان میکشیم! پس پول اجاره و گاز و برق و آب اینجا را کی بدهد؟ باید صحافی بشود! پرینت بگیریم!!
پست فطرتها..........یک جوان ساده ای که اول زندگیش می خواهد اندوخته هایش در قابل یک کتاب به جامعه ارایه دهد، که هم برای خودش و هم برای جامعه اش مفید خواهد بود، گیر چه لاشخورهایی می افتد!
و می دانید بابت این کار چقدر طلب می کنند؟5 درصد قیمت پشت جلد!! بله! یکی از همینها که دم از نماز خواندن و کسب و حلال می زند!! پنج در صد قیمت پشت جلد برای کار به این سادگی طلب می کند!
ببینید برادر!
کتاب شما که سیاسی و مذهبی نیست... پس گرفتن مجوز آن کار سختی نیست. هیچنگرانی به دل را ندهید. هر جا هم مشکلی بود، من خدا توفیق داد اینجا هستم و راهنمایی می کنم. من اینجا هستم تا به شماها کمک کنم و جلوی این سو استفاده ها را بگیرم. خوشحالم که روز خودم را با کمک به شما شروع کردم!
! الان باران، این نازنین قطره های لطیف خدا، در اینجا در حال باریدن است! کاش ما آدمها مثل این قطره ها، پاک و لطیف و صادق و بودیم و قلب و درونمان، پاک وشفاف بود.
کاش همرنگ شبنم بودیم!