X
تبلیغات
راهنمای چاپ کتاب - قرارداد با ناشر

راهنمای چاپ کتاب

این وبلاگ به راهنمایی نویسندگان برای چاپ کتاب می پردازد

قرارداد با ناشر

این سوال جوابها نقل قول است، اطلاعات مفیدی دارد.

. چند روش برای عقد قرارداد کتاب وجود داره؟ 


قراردادهای کتاب رو می شه به سه روش کلی تقسیم کرد: قرارداد مشارکتی، قرارداد درصدی، قرارداد واگذاری 

2. قرارداد مشارکتی یعنی چی؟ 
یعنی که با نسبتی توافقی همراه با ناشر کتاب برای چاپ اون سرمایه گذاری کنین و بعداز چاپ تعدادی از تیراژ رو به عنوان سهم مشارکت و حل التالیف/الترجمه دریافت کنین. در این حالت معمولا امتیاز کتاب در اختيار خودتون هست و می تونید برای تجدید چاپ اون هر اقدامی که دوست دارین انجام بدین 

3. قرارداد درصدی یعنی چی؟ 

یعنی درصدی از تیراژ ضربدر قیمت پشت جلد در هر نوبت چاپ به عنوان حق الزحمه شما پرداخت میشه. مثلا اگه یه کتاب 4000 تومانی با تیراژ2000 نسخه چاپ شده 
باشه و قرارداد شما 10 درصد باشه، اونوقت حق الزحمه شما فقط برای اون نوبت چاپ میشه هشتصد هزار تومان 
در قرارداد درصدی، معمولا کتاب برای همیشه پیش ناشر می مونه ولی در صورتی که ایشون نسبت به چاپ کتابی که بازار به اون نیاز داره کوتاهی کنه، مولف می تونه طی یه نامه کتبی کتاب رو از انتشارات پس بگیره. از طرفی ناشر حق نداره بدون اجازه مولف کتاب رو به کس دیگه ای واگذار کنه 
در بازار امروز مولف/مترجمهای تازه کار معمولا با قرار داد 4 یا 5 درصد وارد بازار می شن و طی چند مرحله کتاب کار کردن با توجه به اعتباری که به دست میارن، این میزان رو افزایش می دن... برای افراد با سابقه این عدد چیزی در حدود 8 تا 10 درصد خواهد بود. 


گرچه راحت ترین کار برای من این بود که با یه نه ی قاطع بیام بیرون... ولی با توجه به گردش کار این انتشارات و با توجه به اینکه فرصت زیادی برام باقی نمونده ترجیح می دم کتابهای شما توی این انتشارات چاپ بشه و بدین ترتیب ظرف مدتی کمتر از یکسال - اگه اهل کار باشین  - جا بیفتین. 

خوش به حال امیر و هما: چون روی کتابشون پارسال با ناشر توافق شده بود بنابراین با قرارداد 10درصد چاپ میشه  


4. قرارداد واگذاری یعنی چی؟ 

یعنی با دریافت یک صدقه توافقی کتابتون رو برای همیشه به ناشر واگذار می کنین و هیج حقی نسبت به چاپهای بعدی نخواهید داشت. 
ناشر های زیادی به همین شیوه سوپر میلیونر شدن  


5. اگه نخواهیم کتابی رو با همکاری یه ناشر چاپ کنیم چه باید کرد؟ 
روشی هست که در اون شما می تونید خودتون کل پروسه دریافت مجوز برای چاپ یک کتاب رو پی گیری کنید. در صورتی که کتاب تایید شد، شما می تونید خودتون 

سرمایه گذاری کرده و نسبت به چاپ کتاب اقدام کنید. در این حالت توی فیپا - فهرست نویسی پیش از انتشار - و شناسنامه کتاب، مولف/مترجمی که شما باشین به عنوان ناشر قید میشه 
نیازی به توضیح نیست که امتیاز کتاب در این حالت دست خودتون باقی می مونه و به جای حداکثر 10 درصد، اگه فروش خوبی داشته باشین می تونین تا 40 درصد از مبلغ پشت جلد ضربدر تیراژ رو به دست بیارین
 

6. چاپ یک کتاب به چقدر سرمایه گذاری نیاز داره؟ 
کاملا بستگی داره به نرخ نون در اون روز. با توجه به نوسان قیمتها میزان سرمایه لازم برای چاپ یک کتاب متغیره 
با توجه به قیمت کاغذ - که در هنگام نوشتن این مطلب- حدود بندی 8000 تومان هست 
چاپ یه کتاب 500 صفحه ای با قطع وزیری در تیراژ 2000 نسخه به حدود دو و نيم میلیون تومان سرمایه نیاز دارد
 

7. قطع های کتاب کدوم ها هستند؟ 
جیبی: انواع اندازه های عجیب و غریب و کوچک 
پالتویی: مثل جیبی با این تفاوت که کتاب یه خورده کشیده تر میشه 
رقعی: 21در 16سانتیمتر 
وزیری: 25 در 16 سانتیمتر 
خشتی: قطع های مربعی دلخواه - اندازه طول و عرض کتاب معمولا نزدیک به هم هستند 
رحلی: 25 در 32 سانتیمتر 
سلطانی: 50 در 32 سانتیمتر 
و بعضی قطع های خیلی بزرگتر هم هست که زیاد مرسوم نیست ... مثل یه چیزایی توی مایه های دفاتر طلاق و ازدواج  


8. یک کتاب خوب در زمینه کامپیوتر معمولا چند صفحه باید باشه؟ 
یک کتاب خوب در زمینه کامپیوتر معمولا باید یک کتاب خوب باشه تعداد صفحات اصلا مهم نیست 
یک کتاب خوب 100 صفحه ای می تونه هر سه ماه یه بار تجدید چاپ بشه اونم در تیراژ 5000 نسخه 
اما یک کتاب بد 1500 صفحه ای می تونه چند سال روی چاپ اول باقی بمونه و بعد سر از کارخانه کارتون سازی دربیاره و خمیر بشه 
همینطور بر عکس و حجم اصلا مهم نیست
 

9. پروسه تولید یک کتاب شامل چه قسمتهایی هست ؟ 
ترجمه/تالیف، تایپ و حروفچینی، بازخوانی اول، غلط گیری و صفحه آرایی، بازخوانی دوم، ویرایش فنی، ویرایش ادبی، بررسی پرینت نهایی، صدور مجوز پیش از انتشار، 

لیتوگرافی، چاپ متن، چاپ جلد، صحافی، ترخیص از چاپخانه و ورود به جنگلی به نام بازار کتاب ایران

نکات قرارداد با ناشر

1- متاسفانه با آگاهیهایی که بنده، از برخی منابع آگاه، که نمی توانم اسم آنها در اینجا بیاورم، از پرونده ها و مسایل حقوقی ناشرین دارم، باید شما آگاه باشید که قرار داد، سعی کنید حتی با کمترین سود، مثلا پنج در صد قیمت پشت جلد، طوری نوشته شود که سرمایه گذار ناشر باشد، چون در این حالت ناشر پای پول خودش وسط است و برای پول خودش دلش می سوزد. اما اگر شما سرمایه گذار باشید، امکان کلاهر فتن سر شما، مخصوصا اگر یک نویسنده تازه کار باشید، بسیار زیاد است

این را جدا می گویم:

اگر شما یک نویسنده تازه کار هستید، و کتابی را چاپ کرده اید که از فروش آن مطمئن نیستید. به تعداد کم، مثلا 100 چاپ کرده ، به شاگردان، دوستان، خویشان و غیره بدهید. و خود را از شر درد سر پخش و ... راحت کنید.



2- اگر قرار شد شما سرمایه گذار باشید، سعی کنید اطلاعات خ.د را در مورد چاپ بالا ببرید. انداختن یک کاغذ چینی به جای یک کاغذ اندونزی، بسیار ساده است،آنها به راحتی می توانند با همدستی چاپخانه، به شما فاکتور کاغذ اعلای وبا کیفیت اندونزی را بدهند و یک کاغذ دیگر به جایش بگذارند. گمان می کنم همین یک مثال، این مساله را روشن می کند که چرا می گویم نویسندگان تازه کار، در تیراژ محدود چاپ کنند.

3- کلیه مسایل، از قبیل در صد قیمت پشت جلد برای پخش، میازن پرداختی برای گرفتن فیپاو مجوز، و... باید دقیقا مشخص باشد. برای مثال به هیچ عنوان شما نباید به ناشر مبلغی بالاتر از 40 تومان برای مجوز و فیپا بدهید. آنها هیچ هزینه ای به ارشاد پرداخت نمی کنند.


4- از کار کردن با ناشرینی که با زبان بازی، و استفاده از این جملات:

به جون بچه ام قیمتش اینه!
به این نمازی که می خونم!
به این قبله!
همه ناشرهای دیگه دزدن، می تونبی بری باهاشون قرارداد ببندی، ولی سرت کلاه میره، ای وای! اینو که ازت خیلی گرون گرفتن، اون ناشرو میگیا؟! اون که ور شکسته است! اونم پولتو نمیده فقط ماییم که درست هستیم ( احتمالا چند داستان هم برای تان سر هم می کند که خودر خیلی دوستدار مولف نشان دهد و ناشران دیگر را دزد و غارتگر)
مارو با ناشرهای دیگه اشتبه نگیریا! ما فلان هستیم! من آنم که رستم بود پهلوان!

من کتاب فصل دادم ! شما که حالا یک نویسنده تاه کاری!

اصلا لوگو خودمم حتی اگر سرمایه گذاری کنی نمی ذارم! لوگو ناشر همکارو می ذارم!

پرهیز کنید، 

و به یاد داشته باشید:

قبل از اینکه نویسنده، محتاج اعتبار لوگوی یک ناشر باشد،

این ناشرین هستند که برای وجودشان، به نویسندگان نیاز دارند!

و نکته دیگر اینکه، یک کتاب، فروشش را در وهله اول مدیون محتوایش می داند، تا لوگوی ناشر

روزی همه ما را خداوند می دهد، 
نه فلان ناشر و فلان مدیر و فلان...، پس به خود او توکل کنید و بر پای خود بایستید!اگر بخواهد و روزی شما کند که با این کتاب، به چیزی برسید، می رسید، حتی اگر همه نخواهند، اما اگر اگر او نخواهد، نمی رسید.

یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم
محتاج به بیگانه خویشان نشوم
بی منت خلق مرا روزی ده
تا از در تو بر در ایشان نروم





1-پخش و شبکه توزیع:
بدان و آگاه باش ای برادر دلیر که اگر خود روی به ارشاد و مجوز گیری و کتاب ثیت کنی و به چاپخانه دهی، باز هم مساله عمده ، پخش کتاب است

حکایت:
روزی روزگاری ، شخصی بود مقاله نویس، در یکی از مجلات معتبر ،یک لغتنامه تهیه کرد و خودش دنبال مجوز دوید و کتاب را با تیراژ چاپ کرد ولی نتوانست پخش کند!!

در نتیجه قطار قطار کتاب جلوی چشمش ماند!! از اینگونه نویسندگان بسیارند!!

پخش کتاب مساله مهمی است!!پس باید با ناشری قرارد بست که بتواند خوب پخش کند!!

2-با چه ناشری قرارداد ببندم؟حکایت:

روزی روزگاری شخصی از روی اینترنت و در سایت ایستگاه ناشری را پیدا کرد،با شخصی به نام بهزاد که رییس آن انتشارات بود ،قرارداد بست....

بهزاد از خود تعریف بسیار کردی و مرتب گفتی " انتشارات ما" چنین است و چنان است و در چین و ما چین مطرح است و نرخهایس از همه جا ارزانتر است و....

اما جالب آن بود که دراین به اصطلاح انتشارات،هیچ کس کار نمی کرد جز همان برادر بهزاد !!ولی او مرتب می گفت :
انتشارات ما!!از نظر فارسی، ما معمولا برای بیش از یک نفر به کار میرود.بهزاد جان، خود را استا دانشگاه معرفی میکرد و میگفت صبحهها کار دارد و نمی تواند جواب تلفن بدهد!!( عجب انتشارات معتبری!!) و اینها بعد از عقد قرارداد معلوم شد که این موجود بی وجود، چه جانور موذی بود!!

می خواست پول بگیرد، یک مشت کارهای مثل گرفتن مجوز انجام دهد، و بعد پخش را گردن نویسنده بدبخت بیندازد!!" بروید چند استاد دانشگاه پیدا کنید تا برای کتاب شما مشتری پیدا شود!!" تا آن موقع کتاب شما در انباری است!! 

به هر حال!

ای دوست بدان و آگاه باش که ناشر معتبری که در صد کمتر دهد، به از ناشر غیر معتبری که کتاب راهی انبار کندو اما بعد:

اندر حکایت چاپ: بدان و آگاه باش که ناشرین نرخی که میدهند برای چاپ ، از نرخ اصلیش گرانتر است بسی بسیار!!، و حال اینکه بتوانی ناشری را گیر باوری که حاضر شود چاپ در چاپخانه که تو بشناسی انجام شود و نرخ چاپ کمتر آید... که این البته از تصورات است و اینکه ممکن شود به دست خدا و همت توست!!

اینها که همه نبشتم ، رنجنامه یک نویینده و ما حصل کلاههایی که سرش رفته،........


در هر حال، در قضیه انتخاب ناشر، اگر ناشر معتبر باشد، بعدها خودت استفاده خواهی کرد. اگر کتاب توسط انتشارات دانشگاه شریف منتشر گردد ، شما روی همین می توانید تبلیغ کنید ، اما انتشارات "سکینه خانم کتاب چاپ کن" و همسر و یا انتشارات حسنک کجایی و یا انتشارات جیک جیک خانم شیطون بلا و قد قد خانم نا قلا و یا انتشارات بزبز قندی.... و ز این جور انتشارت ، بدان و آگاه باش اگر کتاب به دست اینان دادی و اینیان بعد در صحفه بندی کتاب ماندند و گفتند: اوا خاک عالم!! این کتاب تخصصی است خودوتن بیایید انتشارات درستش کنید صحفه آرایی را!!!

و اگر تو مثلا در جواب بگویی: خب شما که نمی تونستید می خواستید کار را قبول نکنید!!

آن منشی شیرین ادا، و آن ابلیس ننه گدا وآم منشی هفت رنگ آرایش کرده به سبک گودزیلا، که جلوی خودت چیزی میگوید و پشت سرت چیزی دیگر، گوید: باشه مشکلی نیست خودمون درستش میکنیم!!و البته در ته دل گوید: چنان کتابی برات چاپ کنم که......

، وقتی کتاب چاپ شد خواهی دید که فونتهای که خواستی این نیست و اصلا کتاب در هم و بر هم است پول را هم که قبلا داده ای و.....

هشدار:اگر سرمایه گذاری از خودت است به صورت سه مرحله ای پول بده، یعنی یک قسط قبل از چاپ و بقیه بعد از چاپ....

نویسندگان شهرهای به غیر از تهران

عمده مراکز قوی پخش کتاب در ایران، در تهران هستند. بهترین ناشرین ایران نیز، در تهران هستند. حیله گرترین آنها نیز در تهران هستند!

یک نکته ای که شما به عنوان یک نویسنده باید متوجه آن باشید، این است بعضی ناشران، اشخاص فرهنگی که شما فکر می کنید نیستند. من خودم شخصا ناشر شهرستانی را می شناسم که از قالتاقترین افراد است. ایشان همچنین موفق شده در برخی جشنواره ها و نمایشگاهها جایزه ببرد!!!

مساله در مورد دوستان که ساکن تهران نیستند، به این صورت است که اگر این افراد خدای نکرده با ناشر حیله گری برخورد کنند، پیگیری مساله برایشان دشوار است. متاسفانه برخورد ارشاد با اینگونه ناشران جدی نیست. و شما باید هزینه و وقت زیادی صرف کنید. اگر هم کار به دادگاه بکشد، گرفتن وکیل و.......... وقت گیر و هزینه بر است.

پس چاره چیست؟


- هرگز قسمت اعظمی از کتاب را برای ارزیابی به ناشر ندهید، چون ممکن است در صورت عدم توافق، به نام شخص دیگری از آن استفاده کند
- سعی کنید در مورد سابقه ناشر و مدیر انتشارات تخقیق کنید و از نظر سایر نوسندگان استفاده کنید
- موارد قرارداد را به دقت رعایت کنید. در پستهای قبلی، توضیخ کامل داده ام.


+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 11:35  توسط نویسنده  |